جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
947
تحفة الملوك ( فارسى )
و لا تقطعنّ لأحد من حاشيتك و حامّتك قطيعة ، و لا يطمعنّ منك فى اعتقاد عقدة تضرّ به من يليها من النّاس فى شرب أو عمل مشترك يحملون مؤونته على غيرهم فيكون مهنأ ذلك لهم دونك و عيبه عليك فى الدّنيا و الأخرة . و قرار مده از براى هيچيك از خواص خود و متعلقان و خويشان خود زمينى را و بايد كه طمع ننمايد هيچيك از آنها از تو در گرفتن مزرعه و ركابى كه ضرر برساند به كسانى كه در پهلوى آن هستند و شريكند در آب يا در عمل مشترك ديگرى و بار بنمايند مؤونت خود را بر غير خودشان و بوده باشد نفع آن براى ايشان نه براى تو و عيب آن بر تو باشد در دنيا و آخرت . و ألزم الحقّ من لزمه من القريب و البعيد ، و كن فى ذلك صابرا محتسبا ، واقعا ذلك من قرابتك و خاصّتك حيث وقع ، و ابتغ عاقبته بما يثقل عليك منه فإنّ مغبّة ذلك محمودة . و لازم بگردان حق را بر هركس كه بگيرد حق را خواه از قريب و خواه از بعيد و باش در اين امر صبركننده و مزدخواهنده از خدا در حالتى كه واقع بشود اين امر انصاف از خويشان و خواصان تو هرجا كه واقع بشود و كار به هرجا بكشد و طلب بنما عاقبت آن را با گران بودن بر تو از جانب خويش چونكه عاقبت اين كار محمود و نيكو است . و إن ظنّت الرّعيّة بك حيفا فأصحر لهم بعذرك ، و اعدل عنك ظنونهم بإصحارك ، فإنّ ذلك رياضة منك لنفسك و رفقا برعيّتك و إعذارا تبلغ به حاجتك من تقويمهم على الحقّ . و اگر گمان بنمايد رعيّت به تو ستم و جورى را پس ظاهر بنما از براى ايشان عذر خود را و بگردان از خود گمانهاى ايشان را به واسطهء ظاهر ساختن عذر خود به درستى كه در اظهار عذر اتمام حجتى است كه مىرسى تو به واسطهء آن به حاجت خودت كه عبارت است از واداشتن رعيّت را بر حق . و لا تدفعن صلحا دعاك إليه عدوّك للّه فيه رضى ، فإنّ فى الصّلح دعة لجنودك و راحة من همومك و أمنا لبلادك . و البته رفع منما صدايى را كه بخواند تو را به سوى آن دشمن تو از براى خدا در آن خشنودى مىباشد . به درستى كه در صلح راحت و آسايش لشكر تو و راحت يافتن تو